تبليغاتX
ایا تو هم صدای خدا را می شنوی ؟ - عشق واقعی

ایا تو هم صدای خدا را می شنوی ؟

خدا همه را دوست دارد .نعمت ها و فرصت هایی که خدا داده را از خودمان نگیریم

عشق بهترین احساس

 عشق عاشقی را خوب می دانست

روزگاری در جزیره ای دو رافتاده تمام احساس ها کنار هم به خوبی وخوشی زندگی می کردن.

خوشبختی،پولداری ،عشق ، دانایی ، صبر ، غم ، ترس و...

هرکدام به روش خود می زیستند . تا اینکه یک روز دانایی به همه گفت: هرچه زود تر این جزیره را ترک کنید چون اب به زودی جزیره را خواهد گرفت

اگر بمانید غرق می شوید. تمام احساس ها به دستپاچگی قایق های خود را از انبار خانه های خود بیرون اوردند و تعمیر کردند. همه چیز از یک طوفان بزرگ شروع شد و هوا به قدری خراب شد که همه به سرعت سوار قایق ها شدند و پارو زنان جزیره را ترک کردند. در این میان عشق هم سوار قایق بود اما به هنگام دور شدن از جزیره متوجه حیوانات جزیره شد که کنار ساحل امده بودند و وحشت را نگه داشته بودند و نمی گذاشتند که او سوار قایقش شود

عشق سریع برگشت و قایقش را به وحشت و حیوانات سپرد ، همه سوار شدند اما جایی برای عشق نماند.

جزیره هر لحظه بیشتر فرو می رفت و عشق تا گردن زیر اب بود.

او نمی ترسید چون ترس جزیره را ترک کرده بود ، فریاد زد و از همه احساس ها کمک خواست. اول کسی جوابش را نداد. در همان لحظه قایق ثروتمندی را دید و گفت : ثروتمندی عزیز به من کمک کن ! ثروتمندی گفت : متاسفم قایقم پر از جواهر و طلاست و برای تو جایی ندارد. عشق رو به غرور کرد و گفت مرا نجات می دهی؟ غرور گفت : هرگز ، تو خیسی و مرا خیس می کنی. عشق رو به غم کرد و گفت :دوست عزیز مرا نجات بده ! غم جواب داد : متاسفم ، من انقدر غمگین و ناتوان هستم که یارای کمک ندارم.

در این حین خوشگذرانی و بیکاری از کنار عشق گذشتند ولی عشق هرگز از انها کمک نخواست . از دور شهوت را دید و صدایش زد اما شهوت گفت : البته که نه سالها منتظر مرگت بودم ، یادم هست که همیشه مرا تحقیر می کردی. از مرگت خوشحال می شوم. عشق که نمی تمانست نا امید باشد رو به خدا کرد و گفت خدایا کمکم کن !نا گهان صذایی شنیده شد<<نگران نباش ، تورا نجات می دهیم>> عشق به قدری اب خورده بود که بیهوش شد.

پس از به هوش امدن خود را در قایق دانایی دید. افتاب پدیدار شد و دریا ارام گرفته بود. جزیره داشت ارارم از زیر اب بیرون می امد و تمام احساس ها امتحان خود را در شرایط سخت نشان داده بودند. عشق دانایی را بغل کرد و تشکر کرد . دانایی هم اورا بغل کرد و گفت : من و شجاعت از هم دور شده بودیم و بدون هم نمی شد به کمک تو بیاییم اما تو چگونه بدون من و شچاعت و گذشت به کمک وحشت و حیوانات رفتی؟؟؟ دانایی که در کنار غرور نبود گفت: تو از همه ما کامل تر و بی نیاز تری ؛ تو لیاقت فرماندهی تمام احساس ها را داری.عشق تشکر کرد و گفت : بایذ بقیه را پیدا کنیم شاید به کمک ما احتیاج داشته باشند

ولی قبل از رفتن می خوام بدونم که چه کسی مرا نجات داد. دانایی گفت : زمان تورا نجات داد. عشق با تعجب گفت : زمان ؟؟؟

دانایی با لبخندی گفت : اری این فقط زمان است که می تواند بزرگی عشق را درک کند.

 

                  خدا               عشق                زمان

عشق را بفهمیم خدارا فراموش نکنیم که او تنها رفیق سختی هاست و از زمان عبرت بگیریم و زمان را غنیمت شمریم

 

                    یا علی (ع)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 20:46  توسط سعید عباس شیرازی  | 

علی (ع) و دیگر هیچ

 به نام خدای علی (ع) افرین

 

 با هلهله رقصید زمین عشق محک خورد

                                                    اغوش خدا باز شد و کعبه ترک خورد

 

داریم به شب تولد عشق عالم امکان نزدیک می شیم.

ملائک این روزا مست و هلهله کنان گرد محل تولد امیرالمومنین می گردن

چه کرد خدا با افرینش علی.

زمانی که اسم قشنگش میاد دریای طوفانی اروم و دریای اروم طوفانی می شه.

                 لعن الا قوم الظالمین ، من الاولین والاخرین

من در مورد مولا اگه بخوام حرف بزنم دیگه کسی نمی تونه جم و جورم کنه . چه قشنگ گفت شهریار (نه خدا توانمش خواند ،نه بشر توانمش گفت .... متحیرم چه نامم شه ملک لافتا را)

من در مورد عشق زیاد حرف زدم اما تو همه عشقا عشق علی یه چیز دیگست.

چقدر بیچارست کسی که از عشق علی بی بهره باشه.

خدا به همه درک و معرفت شناخت علی رو بده  (امین)

در مورد حضرت واسه شب میلاد مبارکشون از همسر داری حضرت می گم تا ذکر فضیلتی از من حقیر باشه.

علی یعنی همان صدای خدا  !!!

                پس خوب بشنو که صدای خدا زیبا ترین است

زندگی و زناشوئی علی (ع) و زهرا (س)

از آنجا كه همسرداري امري است دو جا نبه، در اين بخش به جاي همسرداري علي (ع) ، عنوان همسرداري در خانه علي (ع) انتخاب گرديد لذا به چند اصل از اصول حاكم در همسرداري خانه علي (ع) و فاطمه زهرا (س) اشاره مي گردد:

1- پرهيز از خواسته هاي مادي و تلاش در جهت جلب رضايت همسر:

- فاطمه جان! آيا غذايي داري تا از گرسنگي بيرون آيم؟

- دو روز است كه در منزل غذاي كافي نداريم آنچه بود به شما و فرزندانم حسن و حسين دادم و خود از غذاي اندك موجود استفاده نكرديم.

- فاطمه جان ! چرا به من اطلاع ندادي تا به دنبال تهيه غذا بروم؟

حضرت زهراي اطهر، نگاه نجيبش را بر زمين انداخت و فرمود:

يا ابا الحسن ! اني لا ستحيي من الهران اكلف نفسك ما لا تقدر عليه

اي اباالحسن! من از خدايم شرم دارم كه از تو چيزي درخواست نمايم كه مقدورت نباشد.

و اينگونه خانه علي و زهرا، كانون مودت و محبت و رحمت مي شود، و عليرغم وجود همه مشكلات و سختيها و مصائب كه در زندگي مشترك علي (ع) و زهرا (س) بيش از هر خانه ديگر وجود داشت، به اعتراف خود اميرالمؤمنان نگاه به چهره همسر كردن باعث زدوده شدن هرگونه غم و اندوه مي گردد:

((سوگند به خدا، من زهرا (س) را تا آن هنگام كه خداوند او را به سوي خود برد، خشمگين و مجبور به كاري ننمودم، او نيز مرا خشمگين نكرد و هيچگاه موجب ناخشنوديمن نشد... من هر گاه به چهره زهرا (س) نگاه مي كردم هرگونه غم و اندوه از من برطرف مي شد...))

آري اين خانه، خانه اي است كه از مظاهر رفاه مادي در آن هيچ يافت نمي كني و ليكن همجواري با همسر و شريك زندگي را مايه آرامش مي يابي.

 

2- تقسيم كار در خانه:

يكي از عوامل شادابي و تكامل خانواده تعيين حدود مسؤوليت افراد در خانواده است.

رسول خدا در اولين شب ازدواج علي (ع) و زهرا (س) كارهاي آنان را به اين شكل تقسيم نمود: خمير كردن آرد و پختن نان و تميز كردن و جارو زدن خانه به عهده فاطمه (س) باشد و كارهاي بيرون منزل از قبيل جمع آوري هيزم و مواد غذايي را علي (ع) انجام دهد.

پس از آن بود كه  حضرت زهرا (س) فرمود:

جز خدا كسي نمي داند كه از اين تقسيم كار تا چه اندازه خوشحال شدم، زيرا رسول خدا (ص) مرا از انجام كارهايي كه مربوط به مردان است،‌ بازداشت.

 

 

3- فرمان پذيري و رعايت حق مديريت شوهر در خانه:

البيت بيتك و المره زوجتك إفعل ما تشاء

علي جان! خانه، خانه توست و من همسر تو هستم، هر آنچه مي خواهي انجام بده.

اين پاسخ زهراي اطهر در جواب درخواست علي (عليه السلام) براي ورود عمر و ابوبكر به خانه و پس از ماجراي به آتش كشيدن در منزل و مصدوم شدن حضرت زهرا (س) است.

4- آرايش و زينت براي همسر

رسيدگي به وضع ظاهري به خاطر همسر از اصول زندگي يك زن و مرد مسلمان است و در زندگي علي (ع) و زهرا (س) نيز اين اصل خود ر به خوبي نشان مي دهد. نقل است پيامبر براي شب عروسي حضرت زهرا (س) دستور داد عطرهايي خوشبو تهيه كنند و زهرا (س) نيز در داخل خانه دائماً معطر بودند.

5- ياري رساندن به همسر

يا رسول الله هر دو دستم به علت آرد كردن گندم با آسياي دستي ورم كرده،‌زخم شده است.

ديشب را تا صبح به آرد كردن گندم مشغول بودم و علي نيز فرزندانم حسن وحسين را نگهداري مي كرد.

و همين همراهي و دلجويي علي (ع) بود كه زهرا (س) را در تحمل مصائب و مشكلات كارهاي خانه ياري كرده و حتي تحمل زخم دست را هم بر او آسان مي كرد. در آن سو هم هنگامي كه علي (ع) از جهاد و جبهه جنگ برمي گشت، فاطمه (س) استقبال گرمي از او مي كرد، شمشير او را گرفته و مي شست. در تمام فعاليتهاي علي (ع) او را همراهي مي كرد و نسبت به مسائل او و جامعه حساسيت نشان مي داد و به اين شكل با همراهي ، همفكري و رغبتي كه در خود نشان مي داد خستگيها و مرارتهاي بيرون را از جسم و روح او دور مي كرد.

 

6- حاكميت روح عاطفي و نگاههاي محبت آميز در خانه

شيرين ترين اوقات زندگي ، لحظاتي است كه انسان چشم به معشوق خود مي دوزد و او را مي نگرد و عاشقانه با او صحبت مي كند و نهايت عشق و عاطفه خود را در كلام و نگاه ابراز مي دارد.

زندگاني علي (ع) و زهرا (س) پر است از اين لحظات عاشقانه و شيرين.

علي (ع) مي گويد:           ((دائماً به او مي نگريستم و از دلم غم و اندوهها برطرف مي شد.))

و فاطمه (س) خطاب به همسرش مي گويد:

علي جان ! جانم فداي تو ! جان و روح من سپر بلاي جان تو ! يا اباالحسن همواره با تو خواهم بود. چه در خير و نيكي به سر ببري، چه در سختي ها و بلاها گرفتار شوي، همواره با تو خواهم بود.

و چه نيكو كلام خود را به اثبات رسانيد و جان خويش را در طبق اخلاص نهاد و فدايي علي (ع) شد.

7- اهميت دادن به تفريح، مزاح و شادي در روابط

اگر چه خانه علي و زهرا، كانون ساده زيستي،‌ زهد، ايثار، انفاق، جهاد، سياست،‌ انديشه، شجاعت و هزاران فضيلت ديگر بود و اگر چه آنها مظلوم ترين انسانهاي عالم هستند و عمري پررنج و مصيبت داشتند !‌و ليكن زندگي آنان خالي از لحظات شيرين و دلپسند تفريح و شادي هم نبود. چرا كه علي (ع) و زهرا (س) هم انسانند و انسان هم به شادي و تفريح احتياج دارد،‌اما از آنجا كه علي و زهار در بالاترين مراتب انسانيت قرار دارند، تفريح و شاديشان هم متناسب با روح متكاملشان و به دور از هر گونه، افراط و تفريط است.

مروري بر چند نمونه زيبا از زندگي سراسر زيباي اين بزرگواران مؤيد مطالب فوق است :

- در شب عروسي شان، اگر چه زنان دف مي زنند و سرودهاي شاد مي خوانند، اما فضاي مجلس خالي از تكبير و سرودهاي معنوي هم نيست.

- در صحنه اي ديگر زهرا (س) را مشاهده مي كنيم كه در حضور علي (ع) با فرزندش حسين مشغول بازي كردن است و به او مي فرمايد :

     انت شبيها بأبي                     لست شبيها بعلي

تو به پدر من پيامبر شبيهي و به پدرت علي شباهتي نداري

و اين موجب خنده و تبسم حضرت علي (ع) مي شود.

- در جاي ديگري علي (ع) و زهرا (س) را مشاهده مي كنيم كه به اتفاق به صحرا رفته اند و به هنگام خوردن خرما و در قالب گفتگو و مفاخره اي شنيدني، تفريحي شيرين و دلپسند دارند.

علي (ع) مي فرمايد: اي فاطمه ! رسول خدا ، مرا بيشتر از تو دوست مي دارد. و حضرت زهرا (س) پاسخ مي گويد: از سخن تو تعجب مي كنم ! آيا مي شود پيامبر اكرم (ص) تو را بيش از من دوست داشته باشند، در حاليكه من ميوه دل او و عضوي از پيكرش و شاخه اي از شاخسارش مي باشم و غير از من فرزندي ندارد.

پس از آن به نزد پيامبر رفتند و صحبتشان را در حضور پيامبر ادامه دادند، ابتدا فاطمه (س) پيش دستي كرده و عرض كرد:

اي رسول خدا ! كدام يك از ما دو نفر نزد تو محبوب تريم، من يا علي؟ رسول خدا (ص) فرمود:

تو به من محبوب تري و علي از تو براي من عزيزتر است !

و پس از آن باز هم علي (ع) است و زهرا (س) و مفاخره اي شيرين و شنيدني :

علي (ع)   : آيا من به تو نگفتم كه فرزند فاطمه باتقوايم؟

زهرا (س)  : من نيز دختر خديجه كبرايم

علي (ع)  : من فخر كائناتم

زهرا (س)  : من دختر كسي هستم كه نزد خدا آنچنان گرامي شد كه گويي به فاصله دو كمان يا نزديكتر نسبت به پرودگارش قرار گرفت.

علي (ع)  : خدمتگزارم جبرئيل است.

زهرا (س)  : خطبه ام را در آسمان، راحيل خوانده است و خدمتگرارانم گروههاي فرشتگان يكي پس از ديگري هستند.

علي (ع)  : من در جايگاهي رفيع و بلند زاده شدم.

زهرا (س)  : من هم در مقام والا و بلند مرتبه به ازدواج و همسري تو در آمدم...

علي (ع)  : شيعيان من از دانشم مي نگارند.

زهرا (س)  : ظرف دانش شيعيان من نيز از درياي علمم لبريز مي شود.

علي (ع)  : من كسي هستم كه خداوند اسم مرا از اسم خود مشتق ساخته، او عالي است و من علي.

زهرا (س)  : من نيز چنين ام، او فاطر است و من فاطمه.

و زندگي كوتاه علي (ع) و زهرا (س) پر است از اين قطعات تاريخي و صحنه هاي زيبا و شنيدني كه نشانگر با نشاط و زيبا بودن زندگي ايشان است عليرغم تمام مشكلات و گرفتاريهاي آنان.

 

عیدتون مبارک                                                                  یا علی (ع)   

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 20:48  توسط سعید عباس شیرازی  | 

عشق حقیقی چیست؟

قبل از هر چیز می خوام اولین عشق عالم ، که خودش عاشق بود و عالمیان را عاشق کرد معرفی کنم

اولین ، بهترین، لایق ترین و عشق ترین عشق ، قمر بنی هاشم عباس بود و هست و می ماند.

حالا با وجود اسطوره می تونیم عشق رو تعریف کنیم.

عشق یعنی : گذشت ،ایثار ، ادب و احترام ، شجاعت ، معرفت ، پاکی ، ایمان ، محبت (بدست اوردن رضایت معشوق و خوشحال کردن معشوق)

حال وارد مبحث عشق و دنیا یی بدون گناه و اشتباه و پر از زیبایی می شویم.

با شناخت مؤلفه های عشق حقیقی که گفته شد ، دنیا را تصور می کنیم

خانم و اقایی عاشق یکدیگر می شوند، رفتار هایی که یک خانم را می ازارد را بررسی می کنیم

خانم ها دوست دارند مردشان فقط به انها توجه کنه و دوست دارند از جانب مرد مورد توجه قرار گیرند، حال اگر مرد عاشق باشد با توجه به فاکتور محبت این کار را میکند، اگر مرد از اینکه به زنش نشان دهد که دوستش دارد خوشش نیاید و این کار را بکند هم این بار از فاکتور گذشت استفاده کرده که همان عشق حقیقیست.

حال اگر خصوصیت مرد چشم چرانیست با وجود عشق به همسر فاکتور پاکی و معرفت نمایان میشود.

خانم به خاطر عشق به همسر ، همیشه رضایت شوهر را جلب می کند .

همانطور که خصلت بد مرد چشم چرانیست ،خصلت بد زن جلب توجه در جامعه با زیورالات و ارایش و نوع لباس است،

این بار خانم بوسیله ادب و احترام نسبت به همسر و پاکی و معرفت ، فقط و فقط خودش را برای همسر اراسته می کند .

البته این بحث بسیار وسیع است.که انشاء الله بعدا مفصل به ان می پردازم.

این حقیقتیست انکار نا پذیر که یک مرد واقعی (شرمنده اخه این روزا مرد واقعی نادر شده) زمانی ارامش دارد و پرخاش نمی کند واز زندگی احساس رضایت و امنیت دارد که زن یا همان همسرش 1- پاک باشد 2- گذشت داشته باشد 3-برای مرد ارامش باشد نه مصیبت 4-خودش را برای مرد اراسته کند 5- مطیع باشد 6- نیاز های مرد را براورده کند 7- و غیره که همه ما میدانیم زن خوب و نمونه چگونه است

و یک زن واقعی(باز هم شرمنده که انگشت شمار شده اند) از شوهرش انتظار دارد 1- چشم و دلش پاک باشد 2- دوستش داشته باشد 3-نیازهایش را براورده مند 4-به او اهمیت دهد(اهمیت می تواند گوش دادن به درد دل یا گردش بردن و یا غیره باشد) 5- گذشت داشته باشد 6-و غیره

مهم ترین مبحث در عشق ایمان است . چرا که مرد و زن زمانی که فرمان خدارا اطاعت کنند و گناه و اشتباهی انجام ندهند ، خود به خود مردان و زنان پاک بوجود می ایند که این انسان ها به خاطر خدا در زندگی گذشت و محبتی بی نذیر دارند.

انسان با ایمان عاشقی بزرگ خواهد بود .

اولین و بزرگترین عاشقان در زمین علی (ع) و فاطمه (س) بودند، گذشت بالا، ادب واحترامی فوق العاده نسبت به هم ، ابراز محبت کلامی و عملی نسبت به هم ، شجاعت و پاکی بی نذیر ، این دو فرشته عاشق مؤمنانی کامل و نمونه بودند.

با بوجود امدن مردان و زنان عاشق جرم و جنایت و گناه از روی زمین برداشته می شود .

عاشق شدن در نگاه اول سخت است اما چنان شیرین است که عاشقان جان خود را می دهند اما از عاشقی دست نمی کشند.

             به امید ان که عشق زمین را پر کند

                                   یا علی (ع) یا خدای عشق عباس(ع)

 

 

وقتی برای نام تو تصویر می کشم

باور نمی کنم که فقط شیر می کشم

تو شیر بیشه ای و برای جواب خلق

عباس را به صفحه تفسیر می کشم

دائم نگاه مهر تو بادوستان بود

چون دشمن است دست تو شمشیر می کشم

تنها به لطف چشم تو باشد اگر شبی

یک یا حسین از ته دل سیر می کشم

از خاطرات کودکی ام عکس یک علم

با حلقه های کوچک زنجیر می کشم

سرتاسر وجود من اشک است آفتاب

پای تو هرچه مانده به تبخیر می کشم

وقتی زبان اشک تورا درک می کنم

مشک ولبان تشنه ویک تیر می کشم

آن صحنه ای که از روی زین واژگون شدی

مثل غروب واقعه دلگیر می کشم

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 16:18  توسط سعید عباس شیرازی  | 

عشق بالقوه را بالفعل کنیم

 

به نام خدای عاشقان

      

یه واقعیت هست که تمام مردم دوست دارن عاشق با شن ولی چرا نیستن علت داره.

بعضی ها میترسن بقیه مسخرشون کنن.

بعضی ها میترسن دیگه کسی ازشون حساب نبره.

بعضی ها بلد نیستن چیکار کنن.

بعضی ها میترسن عشقشون بهشون وفادار نباشه.

و....

اما اگر همه ادما عاشق بشن دیگه نه کسی کس رو مسخره می کنه .نه کسی بی وفایی می کنه.

ما باید فرهنگ درست و مقدس عشق رو با تمام مقرراتش بلد باشیم

بوسیدن جزو عشق. بقل کردن جزو عشق، اما وفا داری و از خودگذشتگی جزء لا ینفک و جدا نشدنی از یه عشقه. عشق مقدسه و باید مظهر و اصل پاکی در ان سهیم باشه.

ایمان ،پاکی عشق رو می سازه.

یا علی گفتیم و عشق اغاز شد .                    یا علی (ع)

به این میگن وفاداری و عشق ماندگار

 

 اگر پاکی نباشه این لحظات عاشقانه روزی از بین میره

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 11:45  توسط سعید عباس شیرازی  |